آیا حوزه کاری شما نیز یک صنعت گوشه ای است؟ آیا بازار شما آنقدر کوچک است که بازاریابی محتوایی غیر ممکن به نظر میرسد؟
اینها دغدغههای مشترک هستند، اما نشانه های مرگ نیستند.
به یاد داشته باشید که رقبای حوزه کاری شما به احتمال زیاد برداشت یکسانی از محدودیتها دارند. این به معنی آن است که حتی کمترین اصلاحات در بازاریابی شما میتواند نسبت به آنچه رقبا انجام میدهند بازدهی داشته باشد.
اگر همه بیتوجه یا بیقید باشند، تنها یک رفتار متفاوت باعث ایجاد تمایز میشود و درها را به روی فرصتهای بازاریابی بیشتر باز میکند.
نکتهی کلیدی در ارزیابی نیچ، به دست آوردن جایگاه خودتان در بازار و یافتن تخصص و تجربه در نوع خاصی از تولید محتوا است. از بسیاری جهات، نیچ مارکتینگ تولید محتوا در واقع میتواند یک مزیت باشند.
ما در مورد تمام کشمکشهایی که یک نیچ کوچک و یا خستهکننده میتواند همراه داشته باشد، بحث خواهیم کرد؛ اینکه چطور میتوان بر آنها غلبه کرد و اینکه چقدر میتوان از این کار سود برد.
افراد فعال در بازاریابی گوشهای به طور معمول به مشکلات زیر اشاره میکنند:
صنعت من اشباع شدهاست
با اینکه بعید به نظر میرسد که بازارهای کوچک پیش از این با محتواهایی شگفتانگیز اشباع شدهباشند، اما ممکن است اینطور باشد که شرکت شما در یک بازار متشکل کار میکند و شما در تلاش هستید تا نیچ خود را به دست بیاورید.
صنایعی مانند مد، سبک زندگی، آموزش و بازاریابی به طور معمول در سطح بالایی قرار دارند و کسب و کارهای فعال در این صنایع برای مصرفکننده شناخته شدهاند. مدیران، پشتیبانیها و حامیان به این صنایع جذب میشوند و اگر اطراف کسبوکار شما در این صنایع، شلوغ باشد، ایجاد تمایز میتواند دشوار باشد.
در مواردی مانند این، تصاویر شگفتانگیز خلاقانه و با ارزش بالا ممکن است خارج از محدوده بودجه یا استعداد شما باشند، بنابراین تمرکز بر یک نیچ میتواند ارزشمند باشد.
تنها کافی است به فضای بازاریابی محتوایی نگاهی بیاندازید. شرکتهایی وجود دارند که هر کاری را انجام میدهند، فروشندگانی که تنها اصول سئو را رعایت میکنند و یا کسبوکارهای بسیار کوچکی که فقط سئو محلی انجام میدهند. سود در گوشه محلی سئوی بازار قرار دارد، بنابراین شما دیگر به سمت هر بازاریابی که تولید محتوا انجام میدهد، نخواهید رفت، تنها کافی است به فروشندگان محلی سئو مراجعه نمایید.
قبل از اینکه بزرگ فکر کنید شاید لازم باشد که کوچک فکر کنید.
رقبای من بودجههای بازاریابی بیشتر و رسمیت برند بهتری دارند
این موضوع بیشتر اوقات خارج از کنترل شماست و شما فقط می توانید کنترل چیزهایی که قابلیت کنترل داشته باشند را در دست داشته باشید، به پیامدهای خارجی بازرگانی توجهی نکنید.
اقدامات بازاریابی محتوایی همه به طور یکسان انجام نمیپذیرند. بنابراین بودجه زیادی که به اشتباه مصرف شود، بهتر از بودجه کوچکی که به خوبی مدیریت میشود، نیست.
بنابراین مهمترین بخش این مسئله، سرمایهگذاریهای بازاریابی استراتژیک واقعی موجود هستند، نه لزوما میزان بودجه. ممکن است یک نتیجهگیری سریع این باشد که بودجهها اهمیتی ندارند-اما این نتیجهگیری درست نیست و بودجه اهمیت بالایی دارد- با این حال، به بهانهی کمبود بودجه هیچ کاری انجام ندادن نیز اشتباه است.
درست است که شرکتهای دارای شهرت بیشتر و دارای یک برند تثبیتشده، به صورت اساسی یک پله بالاتر هستند. اما چیزی که اغلب مشاهده شده، این است که این برندهای بزرگ نقاط ضعف زیادی نیز دارند. آنها ممکن است نام شناخته شدهای داشته باشند، یا حتی لوگویی که بسیار ساده شناخته میشود، اما سئو محلی آنها غیر واقعی است و یا ترافیک ارجاعی آنها بسیار بیکیفیت میباشد.
پس مسئله این نیست که با شرایط آنها رقابت کنید، بلکه این است که با شرایط خودتان برنده شوید. رقبای مستقیم کسبوکار شما همیشه رقبای دیجیتال شما نیستند. بنابراین اگر بتوانید از رقبای بزرگتر خود در جستجو پیشی بگیرید، این یک پیروزی است. این موضوع مهمتر از "شناخته شدگی برند" است. ترافیک واقعی قابلاندازهگیری است و میتوان بر اساس آن اقدام کرد.
رئیس من ارزش بازاریابی محتوایی را درک نمیکند.
تولید محتوای نیچ مارکتینگ چگونه است؟
این مسئله بسیار ناامید کننده و حل کردن آن دشوار است، ما درک میکنیم.
یکی از دلایل عدم توجه مدیران به ارزش بازاریابی محتوایی و در نتیجه محدود کردن بودجه شما و زیر سوال بردن تمام تصمیمات شما این است که آنها با پیچیدگیهای بازاریابی و نرخ بازگشت سرمایه و قالبهای مختلف تولید محتوا به خوبی آگاه نیستند. این خیلی هم بد نیست.
نکته کلیدی این است که شما به عنوان یک بازاریاب باید به زبان رئیس خود صحبت کنید، نه زبان خودتان. رئیس خود را با نمودارهای متعددی از گوگل آنالیتیکس و یا اسلایدهایی در مورد تعامل شبکههای اجتماعی گیج نکنید. اینها مهم هستند، تنها برای رئیستان از اهمیت بالایی برخوردار نیستند.
چیزی که آنها میخواهند بررسی مستقیم نرخ بازگشت سرمایه است. به شکل یک موضوع ساده و یکراست، حاوی ورودیها و خروجیها.
بنابراین اگر نیچ شما کوچک است و بودجه شما حتی کوچکتر است، باید در ارائه معیارهای عملکرد به شکل مختصر و ارائه مقادیر دلاری ماهر باشید. به چیزهای محسوسی مانند دورهها یا منابع ترافیک اشاره نکنید. فقط میزان سرمایهگذاری و بازده را کمی کنید.
صنعت من کسلکننده است... بسیار کسل کننده
آیا شرکت شما در یک صنعت بسیار کسلکننده است که باعث میشود شما حتی زحمت تلاش برای توضیح دادن آن به دیگران را هم نکشید؟ آیا شرکت شما میتواند عنوان خستهکنندهترین شرکت را کسب کند؟
نگران نباشید.
کسل کننده قابلیت کار کردن دارد. راستش را بخواهید، گروه بیتلز من برای من خسته کننده هستند. بگذریم.
گاهی اوقات خستهکننده بودن در چشم بیننده است و مهم است به یاد داشته باشید که شما مخاطب خود نیستید. تولید محتوای شما برای مطابقت با استانداردهای شخصی شما انجام نشده است؛ برای درگیر کردن مخاطبان و تشویق آنها به انجام یک عمل خاص مانند درخواست نمایش یک نمونه فروش و یا دانلود یک کاغذ سفید است.
- ۰۱/۰۶/۱۷